یادش بخیر عزیز جون،،

یادش بخیر عزیز جون،،
خدا بیامرز حرف های قشنگی میزد..
ولی تمام حرف های قشنگش یک طرف ادبیات منحصر به فردش یکطرف..
مثلابه تاکسی همیشه می گفت تاسکی..
زبونش نمیچرخید وبه سطل آشغال همیشه میگفت سلط آقشال..
یا به کتری قوری میگفت کرتی قوری..
ناگفته نمونه که از ساندویچ ،به قول خودش همبر گرد هم خوشش نمیومد..
هرچی میگفتیم اینجور نیست همون کار خودشو انجام میکرد..
وقتی برای احوالپرسی به اقوام ونزدیکان زنگ میزد ..
میگفت:زنگ زدم حالتو بگیرم شما که حال منو نمیگیری باز به معرفت من..
البته قصدش ازاین زنگ احوالپرسی بودومیخواست بگه زنگ زدم حالتون را بپرسم شما که جویای حال من نیستید..
ولی برعکس اون خدا بیامرز..
بعضی ها زنگ میزنند ویا پیام میدن که حالتون را بپرسن ..
ولی حالتون را میگیرند...
دیدگاه ها (۱)

داود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران صبح امروز 5 ...

صبح ها برای ورزش وپیاده روی به بام تهران میرفتم..چندروزی بود...

دوستی میگفت؛ تابستون که میشه ومدارس تعطیل میشن، غمم میشه ی د...

پدرم میگفت: باباجون زندگیتون خیلی سخت شده.ازصبح تا شب گرفتا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

یادش بخیر عزیز جون،،خدا بیامرز حرف های قشنگی میزد..ولی تمام ...

عشق قاطی پاتی❤🖤 پارت ۲۴(:🖤❤

𝗣𝗮𝗿𝘁⁶⁶𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿☆☆☆شماره همونی افتاد روی گ...

داستان واقعی گریه دار https://t.me/lllloooovveeاولش زیر بار...

داستان عاشقانه واقعی (گریه تنهایی)یه روزی که خیلی کلافه بودم...

پایان عاشقی https://telegram.me/lllloooovveeبدرود عشق اول و ...

اون چرا ناراحته؟ اونکه تا چند وقت دیگه عروس میشه!_ هستی اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط