من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما
تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترین شان 
بعد از تو آدم ها 
تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم 
که هیچ کدامشان 
به پای تو نرسیدند 
به قلبم نرسیدند

بعد از تو آدم ها 
تنها خراش های کوچکی بودند

که تو را از یادم ببرند، اما نبردند 
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی 
و هر بار 
عزیزتر از پیش
هر بار عمیق تر .

 

"رویا شاه حسین زاده"
دیدگاه ها (۷)

داره تیک تیک ساعت تنهاییم رو یادم میارهواست فرقی نداره دنیا ...

یه همچین حسی نسبت به کتابای عزیزم دارم مخخخخخصصصصووووصا زییی...

من هیچ کس را آن سوی دیوارها نداشته باشم شایداما در این غروب ...

جنگل،پاییز،کلبه ای چوبیو دودی که از دودکشش بالا می رودکاش با...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط