یاروسرش لایه نرده زیارتگاه گیرمیکنه میگه :خدایاغلط کردم م

یاروسرش لایه نرده زیارتگاه گیرمیکنه میگه :خدایاغلط کردم منونخور...............
***
«دیشب اینترنتم قطع شده بود، رفتم چند دقیقه‌ای کنار خانواده نشستم و باهاشون آشنا شدم، دیدم، آدم‌های خوبی به نظر میآن».:-D
***
رفتیم عروسی، کنار یه دختره نشستم از آرایشش خوشم اومد خصوصا ابروهاشو خیلی خوب درآورده بود، بهش گفتم شوهرت بهت گیر نمیده انقد آرایش میکنی؟؟
با عصبانیت نگام کرد و رفت اونطرف،
بعد از عروسی متوجه شدم چه سوووتی دادم بیچاره پسر بود =)))).
دیدگاه ها (۵)

رفتیم عروسی، کنار یه دختره نشستم از آرایشش خوشم اومد خصوصا ا...

هفته پیش رفته بودم عروسیکنار یه دختره ای نشستم از آرایشش خوش...

تو عروسی کنار یه دختری نشسته بودم خیلی غلیظ ارایش کرده بود خ...

part:5 name:Fate

*گل یخ**فرشته*چقدر خواب شیرین بود وجام گرم دلم می خواست بدنم...

دفتر خاطرات پارت یازدهم

موهامو شونه زدم داشتم از پله ها پایین میومدم که صدای بردیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط