گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم

گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم
بر تنَت پیراهَنِ گُلدار می‌ریزَد به‌هَم

چشم بَرهم می‌زَنی درجا پریشان می‌شَوم
ساختارِ خِلقتم انگار می‌ریزَد به‌هم

آه ای چشمانِ زیبایِ تو سَهلِ مُمتنع
ماه هم در لحظه‌ی دیدار می‌ریزَد به‌هم

بر درِ چاقوفروشی‌ها که ابرو کَج کنی
مُطمئناً قیمتِ بازار می‌ریزَد به‌هَم

آنقَدَر خوبی که در هِنگامِ اجرای قِصاص
اِقتِدارِ چوبه‌هایِ دار می‌ریزَد به‌هم

"بوی زُلفِ یار آمد، یارم اینک می‌رسَد"*
زیرِ خاک از بوی تو عَطّار می‌ریزَد به‌هم

وقتِ رفتن پُشتِ سر آهِسته‌تر در را ببَند
از غَمَت تنها نه من، دیوار می‌ریزَد به‌هَم


دیدگاه ها (۱)

گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم بر تنَت پیراهَنِ ...

گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم بر تنَت پیراهَنِ ...

گل صِدایَت می‌زنَم، گُلزار می‌ریزَد به‌هَم بر تنَت پیراهَنِ ...

گل صدایت میزنم گلزار میریزد به هم بر تنت پیراهن گلدار میریزد...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط