نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
دیدگاه ها (۱۳)

أگه خواستی تکیه بدینه به "چهره ها "اعتماد کن ؛نه به "زبون ها...

پایبند عشقی ک ندارمش:(((

~_~

بهـ تنهاییـ عادتـ کردهـ امـ...!!!تنها گاهیـ...فقط گاهیـ دلمـ...

پارت{1} ویو کوک: کراواتم شل بود ، بدنم عرق کرده بود ، لیوان ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط