اعتراف کن، که عاشقی!

اعتراف کن، که عاشقی!
و برای نجابت چشم هایم
گلبرگ های یاس را بوسیده ای
باورم کن!
دوست داشتنت همان پیچک سبزی ست،
که از شاخه های تنم بالا رفته!
من باغ بزرگ توام، باغبانم باش ...



#عرفان_یزدانی
دیدگاه ها (۱)

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

پارت سیزدهم چند بار پلک زد.بهم خیره موند.خب، حق داشت.عشق؟واق...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

فصل دومپارت هشتم | شبی زیر ستاره‌هاچند روز بعد...جنگکوک از ص...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

پروانه جان

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط