پارت
پارت ۵۹
ا.ت:چون عصبیم باشه؟
جیمین:اوه پس من ساکت میمونم
ا.ت:چی میخوری؟
جیمین:ها؟(منحرف میشه)
ا.ت:میگم شام جی میخوری
جیمین:آها..هرچی تو بگی
ا.ت:از KFC همبرگر بگیرم؟
جیمین:فکر خوبیه
ا.ت گوشیش رو میده به جیمین
حیمین:این چیه؟
ا.ت:خودت سفارش بده رمز گوشیم ۱۳۹۵ هست
جیمین:۱۳۹۵؟؟
ا.ت:آره
جیمین:سال تولد منه؟؟
ا.ت:آره
جیمین:لبخند میزنه و کاری که ا.ت گفته بود انجام میده که گوشی ا.ت یک هو زنگ میخوره
جیمین:مای لاو؟؟
ا.ت:تماس رو بع ماشین وصل میکنه
ا.ت:الو هیونگ؟؟
جونکوک:کجایی نونا؟
ا.ت:توی ماشینم چطور؟
جونکوک:خواستم خبر بدم فردا شب یکی از مراسم های مافیاست میای؟
حیمین:مافیا؟؟؟
جونکوک: صدای کیه؟؟؟؟؟؟؟؟(داد)
ا.ت:نترس کوکی جیمینه
جونکوک: آها چطوری جیمینشی
جیمین:ممنون جونکوک شی
ا.ت:آره میایم
جیمین:جمع میبندی؟
جونکوک: فردا شب منتظرم
ا.ت:خدافظ هیونگ.
جونکوک: خدافظ
قطع میکنه.
جیمین:این کی بود؟ هیونگ؟
ا.ت:نمیتونم توضیح بدم ولی آره هیونگمه
جیمین:مگه تهیونگ برادرت نبود؟
ا.ت:چرا اون داداش اصلیمه
جیمین:پس..
ا.ت:نمیخوام توضیح بدم باشه؟
جیمین:باشه
جیمین:اممم..آدرس خونه ات چیه؟
ا.ت:بعد پل هان ساختمان لی سونگ واحد ۸
جیمین:آدرس رو وارد میکنه
جیمین:نوشته یک ساعت دیگه میرسه
ا.ت:خوبه
ا.ت:ماشین رو میبره توی پارکینگ یک پاساژ
جیمین:چرا اینجاییم؟
ا.ت:نمیخوای بیای خرید؟
ا.ت:نه تو و نه من واسع فردا شب لباس نداریم
جیمین:خب این حرفت درست ولی این غیر قانونی نیست؟
ا.ت:اوف
ا.ت:نگفتم بهت
جیمین:چیو نگفتی؟
ا.ت:حکمت رو سبک واست زدم آزادی
جیمین:چی؟؟؟(با تعجب)
ا.ت:آزادت کردم
ا.ت:حالا پیاده شو
پیاده میشن
ا.ت:بیا اینم گوشیت و کارت بانکی...
ادامه دارد..
ا.ت:چون عصبیم باشه؟
جیمین:اوه پس من ساکت میمونم
ا.ت:چی میخوری؟
جیمین:ها؟(منحرف میشه)
ا.ت:میگم شام جی میخوری
جیمین:آها..هرچی تو بگی
ا.ت:از KFC همبرگر بگیرم؟
جیمین:فکر خوبیه
ا.ت گوشیش رو میده به جیمین
حیمین:این چیه؟
ا.ت:خودت سفارش بده رمز گوشیم ۱۳۹۵ هست
جیمین:۱۳۹۵؟؟
ا.ت:آره
جیمین:سال تولد منه؟؟
ا.ت:آره
جیمین:لبخند میزنه و کاری که ا.ت گفته بود انجام میده که گوشی ا.ت یک هو زنگ میخوره
جیمین:مای لاو؟؟
ا.ت:تماس رو بع ماشین وصل میکنه
ا.ت:الو هیونگ؟؟
جونکوک:کجایی نونا؟
ا.ت:توی ماشینم چطور؟
جونکوک:خواستم خبر بدم فردا شب یکی از مراسم های مافیاست میای؟
حیمین:مافیا؟؟؟
جونکوک: صدای کیه؟؟؟؟؟؟؟؟(داد)
ا.ت:نترس کوکی جیمینه
جونکوک: آها چطوری جیمینشی
جیمین:ممنون جونکوک شی
ا.ت:آره میایم
جیمین:جمع میبندی؟
جونکوک: فردا شب منتظرم
ا.ت:خدافظ هیونگ.
جونکوک: خدافظ
قطع میکنه.
جیمین:این کی بود؟ هیونگ؟
ا.ت:نمیتونم توضیح بدم ولی آره هیونگمه
جیمین:مگه تهیونگ برادرت نبود؟
ا.ت:چرا اون داداش اصلیمه
جیمین:پس..
ا.ت:نمیخوام توضیح بدم باشه؟
جیمین:باشه
جیمین:اممم..آدرس خونه ات چیه؟
ا.ت:بعد پل هان ساختمان لی سونگ واحد ۸
جیمین:آدرس رو وارد میکنه
جیمین:نوشته یک ساعت دیگه میرسه
ا.ت:خوبه
ا.ت:ماشین رو میبره توی پارکینگ یک پاساژ
جیمین:چرا اینجاییم؟
ا.ت:نمیخوای بیای خرید؟
ا.ت:نه تو و نه من واسع فردا شب لباس نداریم
جیمین:خب این حرفت درست ولی این غیر قانونی نیست؟
ا.ت:اوف
ا.ت:نگفتم بهت
جیمین:چیو نگفتی؟
ا.ت:حکمت رو سبک واست زدم آزادی
جیمین:چی؟؟؟(با تعجب)
ا.ت:آزادت کردم
ا.ت:حالا پیاده شو
پیاده میشن
ا.ت:بیا اینم گوشیت و کارت بانکی...
ادامه دارد..
- ۵.۱k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط