( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۷۲

دختری با موهای زرد و چشم های کشیده قد بلند و لب های قرمز آرایش بیش از حد و لباس کوتاه
الکس اخم کرد و محکم دستش را بیرون کشید
الکس : اشتباه گرفتین
دخترک دهن باز کرد ولی با صدا تهیونگ هر دو سمتش نگاه کردن ولی این نگاه الکس تنها ناامیدی بود
تهیونگ: میونگ!
پس اسمش میونگ بود دخترک عصبی مچ الکس را محکم گرفت ..
میونگ با عصبانیت داد زد ... میونگ: پس ایشونه آره بخاطر این منو ول کردی ؟
تهیونگ همچنان اخم و عصبی تلخ گفت .... تهیونگ: چرت نگو میونگ دست الکسو ول کن
الکس در این دو راهی سکوت کرده بود و خوب منظور دختر خوشگل و تهیونگ را میفهمید پس یعنی دوست دختر تهیونگ بود کسی که شب عروسی پیشش بود صدای شکستن و خورد شدن دل الکس همچنان به گوشش میخورد
میونگ: تهیونگ لطفا بس کن زود باش درخواست طلاق بده
تهیونگ دست تو جیب شلوار کرد سپس با اخم و تلخی گفت
تهیونگ: ببین نفهم من اون روز هم بهت گفتم بین ما هیچی نیست و نخواهم بود
میونگ عصبی دستی به موهایش کشید و از شدت عصبانیت خندید و قدمی ازش دو شد ولی این دوری زیاد نبود دوباره سمت الکس چرخید
عصبی و با حالت دیوانه کی داد زد
میونگ: لعنت به تو ... دست از سر منو شوهرم بردار
الکس دیگر نمی‌خواست سکوت کنند اخم کرد سپس دست تو جیب رپپش سفید دکتری انداخت ...
الکس : صداتو ببر پایین اینجا بیمارستانه
میونگ پوزخندی زد سپس تهیونگ عصبی هشداری داد
تهیونگ: میونگ برو بیرون تا صدامو نبردم بالا
میونگ پوزخندی زد
میونگ: بخاطر این دختره .. آره لعنتی
الکس : کیم .. دوست دخترتو جمع کن
قدمی روی زمین برداشت ولی محکم دستش را تهیونگ به دست خود گرفت سپس سمته خودش کشاند و از لای دندون هایش غرید
تهیونگ: دوست دخترم نیست
الکس از شدت حسادت پوزخندی زد سپس در همان رخ در رخ تهیونگ گفت
الکس : آره خوب میبینم شاید چندقیقه دیگه یکی دیگه بیاد
تهیونگ اخم کرد و درست تو چشم های پر از حسادت الکس خیره شد ناگهانی پوزخند رو لبش آمد و آروم گفت
تهیونگ : پس چرا آتیش گرفتی
الکس پوزخندی زد
الکس : این بار دیگه چرت میگی
میونگ عصبی و محکم دست تهیونگ را از الکس جدا نمود سپس الکس را به دست هول داد ناگهانی محکم دست تهیونگ دور کمرش حلقه شد و او را سمته خودش کشاند الکس قلبش از جا کنده میشد با این همه نزدیکی و برخورد بدن های هم تند آب دهنش را قورت داد و همچنان خیره به آن چشم های که زل زده به چشم های خودش ...
دیدگاه ها (۰)

( بوسه دردناک )پارت ۷۳تهیونگ مکث کرده بود شاید هم نقشه ای تو...

( بوسه دردناک )پارت ۷۴تهیونگ حتی نمیخواست آن روز های بهشتی ر...

( بوسه دردناک )پارت ۷۲دختری با موهای زرد و چشم های کشیده قد ...

بوسه دردناک )پارت ۷۱ قهوه تلخ اش را روی میز گذاشت و سمته پنج...

دردسر های بچه داری پارت۵

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط