fake kook

fake kook
part³² ③②

چند سال پیش
جیسون همکلاسیم بود و پسر دوست
پدرم از هم بدمون میومد بعد کم کم ازهم خوشمون اومد باهم ازدواج کردیم تا قبل از ازدواج خیلی خوب بود ولی بعدش انگار ارث پدرشو خورده بودم
اول فهمیدم قبلا ازدواج کرده و یه دختره ۷ساله داره که خیلی رو مخ بود بچه اورد پیشمون
ا/ت: جیسون این کیه؟
جیسون: این دخترمه
ا/ت: دخترت؟؟
جیسون: اره اسمش ماریاست
ا/ت: تو قبلا ازدواج کردی؟
جیسون: پس این از کجا اومده
ا/ت: چرا زودتر بهم نگفتی
جیسون: مهم نبود
به او بیشتر اهمیت میداد اصلا من براش مهم نبودم و خیلی اذیتم میکرد حتی کتکم هم میزد
کوک: چرا زودتر نرفتی پیش پدرو مادرت
ا/ت: بهشون میگفتم باور نمیکردن
کوک: خب چیشد
یه روز دیگه رفته بودم بیرون هرجا میرفتم ماریا با خودم میبردم فقط یه روز نبردم برگشتم خونه
جیسون: کجا بودی
ا/ت: با دوستام بیرون بودم
جیسون: با دوستات؟
ا/ت: اره
جیسون: چرا ماریا نبردی؟
ا/ت: خب فقط یک بار نبردم
جیسون: غلط کردی
ا/ت: چیشده؟
جیسون: چرا اینجوری میکنی
ا/ت: بسه دیگه
جیسون: ا/ت خیلی ناراحتم از زندگی با تو
و بعد از این ماجرا هم کلی زدم
کوک: ببخشید این شوخی میکنم خب توهم میزدیش
ا/ت: یه بار زدمش
کوک: زدیش
ا/ت: اره

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تکپارتی جونگ کوک

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط