شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟
مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟

گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود
من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم
دیدگاه ها (۴)

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

.مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نهبرایم چاره ای جز گریه...

دیوانه ودلبسته ی اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت با...

NHعشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حا...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

ستاره شویلمی(:

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط