در دلم حس غریبیست،تو می دانی و من

در دلم حس غریبیست،تو می دانی و من
حس زیبا و نجیبیست،تو می دانی و من
از همان لحظه که آدم لب حوا بوسید
در دلم حسرت سیبیست،تو می دانی و من
مثل وقتی که مرا می بریم تا تب شعر
حال من حال عجیبیست،تو می دانی و من
بی تو این عشق در این عصر سراسیمه و سرد
حیله و مکر و فریبیست،تو می دانی و من
از ازل درد مرا چشم تو درمان می کرد
چشم تو کهنه طبیبیست،تو می دانی و من
عشق چون زلزله ای روی گسلهای دل است
مثل افتادن سیبیست،تو می دانی و من.....
دیدگاه ها (۲)

نگاهت تازه کرد آیین و رسم دلبری ها رابه آتش می کشید آن زلف و...

شانه عریان کرده ای گیسو پریشانـــی نــــــکنگر پریشان می کنی...

عشق باید بر دلت افتد عزیزم، زور نیستهیچکس بر اینکه معشوقت شو...

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش!سهم ما از عشق هم شد قسمت زج...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

درست در همان لحظه‌ای که تمامِ جهان بر شانه‌هایت آوار می‌شود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط