پارت
پارت ۱۱
ویو آتسو
آتسو :چی ...چی شده ...؟
یهو شروع کرد گاز دادن و همونطور که گریه میکرد ادامه داد
م.اکو: اون ..قبل تو یکی رو داشت ..که بهش ...خیانت کرد و... با طرف فرار کرد ..ولی الان ..برگشته و اکو کنترل خودش.... رو از دست داده
من که از ترس داشتم میمیردم که نزدیک شرکت شدیم دیدم همه دارن از داخل میان بیرون پیاده شدیم و همه جا از آلفا ها و امگا ها که از رایحه فرار میکردند در شده بود وقتی جلو تر رفتم دیدم چویا بیهوش تو بغل دازای سان افتاده دارای داره به سختی میاد بیرون سریع به سمتشون رفتم
آتسو : چویا سان
دازای : برو ...فقط ....تو ...میتونی !
و بعد افتاد رو زمین من به مادر نگاه کردم و رفتیم داخل که با موجی از رایحه آتیش روبه رو شدیم همه جا پر شده بود از آدمای زخمی که معلوم بود مشت خوردن جلو تر که رفتم دیدم یه دختر مو بلوند پشت پدر قایم شده و پدر داره با اکو دعوا میکنه وقتی اکو رو تو اون وضعیت دیدم ناراحت شدم ولی داد زدم
آتسو : اکووووو ...بیا اینجا آره من امگا توام
وقتی منو دید آروم اومد شروع کردم به پخش کردن رایحه ام اروم شد کمکم آمد سمت که یهو اکسش داد زد
هیگوچی : تو کردم خری هستی ؟ من امگاشم نه تو !
پ.اکو : خفه شو هیگوچی ...خفه
که دوباره وحشی شد که من داد زدم
آتسو : اکو...آروم باش آروم
و با گفتن این حجم زیادی از رایحه ام رو آزاد کردن که یهو افتاد رو زمین دویدم سمتش و گذاشتمش رو پام و آروم صداش زدم
آتسو : اکو ...اکو بیدار شو
سرم داشت گیج میرفت حجم زیادی از رایحه ام رو آزاد کرده بودم کمکم اکو تکون خورد و بیدار شد وقتی منو دید شوکه شد من از خوشحالی پریدم بغلش و اونم منو بغل کردم وقتی بلندش و تونست وایس آروم ازش دور شدم که موهام توسط یکی کشیده شد
هیگوچی : تو کدوم خری هستی ها ؟
آتسو : ای ....ولم کن وحشیییی
بخاطر ازاد کرد حجم زیاد رایحه بدنم جون نداشت برای همین وام خالی کرد و افتاد رو زمین
اکو : ولش کن ....آتسو آتسو
آتسو : خوبم خ..وبم ولی... نمیتو...نم راه برم
اون امگا هنوز داشت جیغ جیغ میکرد که یهو خفه شد وقتی بهش نگاه کردم دیدم مادر با یه میله زده تو سرش و اون بیهوش شده داشتم به اون میخندیدم که یهو اکو منو حالت پرنسسی بلند کرد و برد سمت ماشین وقتی منو گذاشت تو ماشین و ای یهو نشست جلوی پام
اکو: ببخشید ببخشید ... اینا همه تقصیر منه ...اگه آسیب میدیدی چی اگه رایحه ام بهت آسیب میزند چی اگه اگه ...
آتسوشی :آروم .....تو هیچ کاره اشتباهی نکردی خب ؟ فردا عروسیه و تو منو مارک میکنی و این باعث میشه که همه اینا تموم شه خب ؟
بهم نگاه کرد و منم اشکاش رو پاک کردم و اونم وقتی آروم شد بلند شد و رفت نشست پشته فرمون نزدیکه خونه بودیم که
ویو آتسو
آتسو :چی ...چی شده ...؟
یهو شروع کرد گاز دادن و همونطور که گریه میکرد ادامه داد
م.اکو: اون ..قبل تو یکی رو داشت ..که بهش ...خیانت کرد و... با طرف فرار کرد ..ولی الان ..برگشته و اکو کنترل خودش.... رو از دست داده
من که از ترس داشتم میمیردم که نزدیک شرکت شدیم دیدم همه دارن از داخل میان بیرون پیاده شدیم و همه جا از آلفا ها و امگا ها که از رایحه فرار میکردند در شده بود وقتی جلو تر رفتم دیدم چویا بیهوش تو بغل دازای سان افتاده دارای داره به سختی میاد بیرون سریع به سمتشون رفتم
آتسو : چویا سان
دازای : برو ...فقط ....تو ...میتونی !
و بعد افتاد رو زمین من به مادر نگاه کردم و رفتیم داخل که با موجی از رایحه آتیش روبه رو شدیم همه جا پر شده بود از آدمای زخمی که معلوم بود مشت خوردن جلو تر که رفتم دیدم یه دختر مو بلوند پشت پدر قایم شده و پدر داره با اکو دعوا میکنه وقتی اکو رو تو اون وضعیت دیدم ناراحت شدم ولی داد زدم
آتسو : اکووووو ...بیا اینجا آره من امگا توام
وقتی منو دید آروم اومد شروع کردم به پخش کردن رایحه ام اروم شد کمکم آمد سمت که یهو اکسش داد زد
هیگوچی : تو کردم خری هستی ؟ من امگاشم نه تو !
پ.اکو : خفه شو هیگوچی ...خفه
که دوباره وحشی شد که من داد زدم
آتسو : اکو...آروم باش آروم
و با گفتن این حجم زیادی از رایحه ام رو آزاد کردن که یهو افتاد رو زمین دویدم سمتش و گذاشتمش رو پام و آروم صداش زدم
آتسو : اکو ...اکو بیدار شو
سرم داشت گیج میرفت حجم زیادی از رایحه ام رو آزاد کرده بودم کمکم اکو تکون خورد و بیدار شد وقتی منو دید شوکه شد من از خوشحالی پریدم بغلش و اونم منو بغل کردم وقتی بلندش و تونست وایس آروم ازش دور شدم که موهام توسط یکی کشیده شد
هیگوچی : تو کدوم خری هستی ها ؟
آتسو : ای ....ولم کن وحشیییی
بخاطر ازاد کرد حجم زیاد رایحه بدنم جون نداشت برای همین وام خالی کرد و افتاد رو زمین
اکو : ولش کن ....آتسو آتسو
آتسو : خوبم خ..وبم ولی... نمیتو...نم راه برم
اون امگا هنوز داشت جیغ جیغ میکرد که یهو خفه شد وقتی بهش نگاه کردم دیدم مادر با یه میله زده تو سرش و اون بیهوش شده داشتم به اون میخندیدم که یهو اکو منو حالت پرنسسی بلند کرد و برد سمت ماشین وقتی منو گذاشت تو ماشین و ای یهو نشست جلوی پام
اکو: ببخشید ببخشید ... اینا همه تقصیر منه ...اگه آسیب میدیدی چی اگه رایحه ام بهت آسیب میزند چی اگه اگه ...
آتسوشی :آروم .....تو هیچ کاره اشتباهی نکردی خب ؟ فردا عروسیه و تو منو مارک میکنی و این باعث میشه که همه اینا تموم شه خب ؟
بهم نگاه کرد و منم اشکاش رو پاک کردم و اونم وقتی آروم شد بلند شد و رفت نشست پشته فرمون نزدیکه خونه بودیم که
- ۹.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط