به خاطر تو

به خاطر تو
در باغهای سرشار از گلهای شکوفنده
من
از رایحه بهار زجر می کشم .

چهره ات را از یاد برده ام
دیگر دستانت را به خاطر ندارم
راستی چگونه لبانت مرا می نواخت ؟

به خاطر تو
پیکره های سپید پارک را دوست دارم
پیکره های سپیدی که
نه صدایی دارند
نه چیزی می بیننند.

صدایت را فراموش کرده ام
صدای شادت را
چشمانت را از یاد برده ام.

با خاطرات مبهمم از تو
چنان آمیخته ام
که گلی با عطرش
می زیم
با دردی چونان زخم
اگر بر من دست کشی
بی شک آسیبی ترمیم ناپذیر خواهیم زد .

نوازشهایت مرا در بر می گیرد
چونان چون پیچکهای بالارونده بر دیوارهای افسردگی .

من عشقت را فراموش کرده ام
اما هنوز
پشت هر پنجره ای
چون تصویری گذرا
می بینمت.

به خاطر تو
عطر سنگین تابستان
عذابم می دهد
به خاطر تو
دیگر بار
به جستجوی آرزوهای خفته بر می آیم
شهابها
سنگهای آسمانی ...

#پابلو نرودا
دیدگاه ها (۵)

به خاطر تو در باغهای سرشار از گلهای شکوفنده مناز رایحه بهار ...

صدایت را فراموش کرده ام،صدای شادت را!چشمانت را از یاد برده ا...

صدایت را فراموش کرده ام ،صدای شادت را ..!چشمانت را از یاد بر...

🎤 #گرشا_رضایی 🎵 #دلم_گرفته_ای_رفیق صدایت را فراموش کرده ام،ص...

تنهانشسته ام به افق تکراری خیره مانده ام خاطرات دورآرام آرام...

ᬼ࿐‌ـ‌ٰٰ🌹🍃ـᬼ࿐‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یک چیز را می‌خواهم بدانیمی‌د...

اسمت را صدا میزنم ، برنمیگردی. انگار صدای من گم شده در بی تف...

#در رثای انسانی که منم...سرسام ناتمامی تودر مغز خون منچونان ...

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط