#سناریو
#سناریو
#سونگمین
#دوپارتی
Part ²
ا.ت : -
سونگمین : +
دوست سونگمین : *
دوست ا.ت : &
وقتی تحریکش میکنی و...
بازش کردمو عکس رو دانلود کردم...
+خدای من این چیه دیگه
ویو ا.ت
رفتم از تو کمد و چیزی که میخواستم رو پیدا کردم و پوشیدمش
رفتم جلوی اینه و از خودم چنتا عکس گرفتم
-اوووو این اخریه خیلی خوب دراومده (عکس لباس اسلاید ۲)
ارسالش کردم برای سونگمین و لباسای بیرونیم رو روش پوشیدم و وسایل رو توی ماشین جا دادم و رفتم سمت دوستم
ساعت : ۱۹:۳۰
ویو سونگمین
از زمانی که اون عکس برام ارسال شده بود چشمام تار شده بودن و داشتم عرق سرد میکردم
جونگین : هی سونگمینا شبیه کسایی شدی که تو فیلما میخوان یه دخترو به فاک بدن
چانگبین: هی بچه تو از کجا میدونی هاااااا نکنه بدون اجازه ی چان باز رفتی فیلم دیدی ؟!
چان: تیکه تیکت میکنم تو هنوز بچه اییی بیا اینجا ببینممممممم
جونگین : (فرار از دست اعضا)
هان : سونگمین فکنم مریض شدی برو خون-
بلند شدمو زدم بیرون
هان: این چش بود ؟ انگار دنبال بهونه برای خونه رفتنه
هیون: یادت رفته میونش با ا.ت بد شده و بهش کم محلی میکنه ؟ شاید دوستش باهاش حرف زده عقلش اومده سر جاش داره میره اشتیش بده
هان: امیدوارم همین باشه من جای ا.ت بودم سونگمینو کتک میزدم
سوار ماشین شدمو با تند ترین سرعت ممکن رفتم سمت خونه
+اعههه دختره ی نفهم این چه کاریه اگه وسط جلسه ای چیزی بودم میخواستم چیکار کنم
ویو ا.ت
دوهی و سوار کردم
&خیلی دیر بهم خبر دادی
-نمیخوایم بریم جای دور که ۴ساعت راهه
&هرچی من کلی وسایل نیازمه
&حالا بگو ببینم سونگمین چجوری راضی شد ؟
-عام خب...خبر نداره
&چیییی ا.ت اگه برسی خونه میکشتت
-توی قهوه ای که عصر خورده دوتا تحریک کننده بوده چند دقیقه پیش هم براش یه نود فرستادم حتما تو راه خونست
&وای دختر این چه کاریه میخوای تو خماری بزاریششش ؟
-جدیدا بهم کم محلی میکنه منم تصمیم گرفتم همچین بلایی سرش دربیارم
&اگه بهت زنگ بزنه چی ؟!
-تو خونه یه نامه هست اونو میبینه تلفنمم جواب نمیدم
&تو باید بری استاد همچین کارایی بشی اخه درچه حدددد
-بجای غرغر اهنگ بزار
ویو سونگمین
رسیدم خونه و دیدم چراغا خاموشه
+اخخخ نکنه میدونسته قراره به گا بدمش برای همین همه چیزو اماده کرده
رفتم داخل و دیدم اثری ازش نیست
+ا.ت؟ اینجایی ؟
چراغارو روشن کردم
+وا پس کوش
یه نامه ی قرمز روی میز بود و رفتم سروقتش و بازش کردم
نامه:
باید به یه سفر چند روزه برم بهم زنگ نزن کار دارم ″ددی″
+این چه کوفتیه اول تحریکم میکنه بعدم فرار ؟
/سه روز بعد/
ساعت : ۰۰:۲۰
ویو ا.ت
رسیدم تو پارکینگ خونه و وسایلمو برداشتم و رفتم طبقه ی بالا
درو باز کردم و واردش شدم
-چرا اینقدر ساکته؟ نیومده خونه ؟
چراغارو روشن کردم
-وای ترسوندیم
سونگمین تکیشو از دیوار گرفت
+کجا بودی ؟!
-س...سفر
+چرا اون کارو کردی ؟!
-ک...کدوم
+اعهههه یعنی چی که اونجور تحریکم کردی ؟ میدونی چقدر حالم بد بود
-همچین بی تقصیرم نیستی
+نیستم اره ؟!
-چیه ؟ خودتم خوب میدونی که این مدت خیلی باهام سرد بودی و خوب رفتار نمیکردی..من هیچ توجهی ازت دریافت نمیکردم
+ که توجه میخوای اره ؟
-چ...برو کنار میخوام وسایلو بچینم سر جاش
+چشم (رفت کنار)
وسایل رو توی اتاق چیدم و لباسام رو دراوردم و لباس خواب پوشیدم
+میتونم بیام داخل ؟
-اره اره بیا
روی تخت دراز کشیدم
+(اومد رو تخت نشست)
+ا.ت
-بله ؟
+تو به دوستم گفته بودی توی قهوه قرص بریزه ؟
-عام اره ؟
+چرا ؟ با تحریک شدن من چی تغییر میکنه ؟
-میخواستم توهم اذیت بشی...وقتی هیچ کاری از دستت برنمیاد
+که میخواستی اذیتم کنی ؟
-اره
+باشه خودت خواستی
ویو راوی
سونگمین روی ا.ت خیمه زد و دستاسو بالای سرش قفل کرد
+امشب یه جوری بهت توجه میکنم که تا ۲ هفته نتونی راه بری بیب...
Iris
ادامش با ذهن بیمار خودتون به من چه دیگه اسمات نمیزارم. میدونم بدشده ببخشید
خدافظ شما
#سونگمین
#دوپارتی
Part ²
ا.ت : -
سونگمین : +
دوست سونگمین : *
دوست ا.ت : &
وقتی تحریکش میکنی و...
بازش کردمو عکس رو دانلود کردم...
+خدای من این چیه دیگه
ویو ا.ت
رفتم از تو کمد و چیزی که میخواستم رو پیدا کردم و پوشیدمش
رفتم جلوی اینه و از خودم چنتا عکس گرفتم
-اوووو این اخریه خیلی خوب دراومده (عکس لباس اسلاید ۲)
ارسالش کردم برای سونگمین و لباسای بیرونیم رو روش پوشیدم و وسایل رو توی ماشین جا دادم و رفتم سمت دوستم
ساعت : ۱۹:۳۰
ویو سونگمین
از زمانی که اون عکس برام ارسال شده بود چشمام تار شده بودن و داشتم عرق سرد میکردم
جونگین : هی سونگمینا شبیه کسایی شدی که تو فیلما میخوان یه دخترو به فاک بدن
چانگبین: هی بچه تو از کجا میدونی هاااااا نکنه بدون اجازه ی چان باز رفتی فیلم دیدی ؟!
چان: تیکه تیکت میکنم تو هنوز بچه اییی بیا اینجا ببینممممممم
جونگین : (فرار از دست اعضا)
هان : سونگمین فکنم مریض شدی برو خون-
بلند شدمو زدم بیرون
هان: این چش بود ؟ انگار دنبال بهونه برای خونه رفتنه
هیون: یادت رفته میونش با ا.ت بد شده و بهش کم محلی میکنه ؟ شاید دوستش باهاش حرف زده عقلش اومده سر جاش داره میره اشتیش بده
هان: امیدوارم همین باشه من جای ا.ت بودم سونگمینو کتک میزدم
سوار ماشین شدمو با تند ترین سرعت ممکن رفتم سمت خونه
+اعههه دختره ی نفهم این چه کاریه اگه وسط جلسه ای چیزی بودم میخواستم چیکار کنم
ویو ا.ت
دوهی و سوار کردم
&خیلی دیر بهم خبر دادی
-نمیخوایم بریم جای دور که ۴ساعت راهه
&هرچی من کلی وسایل نیازمه
&حالا بگو ببینم سونگمین چجوری راضی شد ؟
-عام خب...خبر نداره
&چیییی ا.ت اگه برسی خونه میکشتت
-توی قهوه ای که عصر خورده دوتا تحریک کننده بوده چند دقیقه پیش هم براش یه نود فرستادم حتما تو راه خونست
&وای دختر این چه کاریه میخوای تو خماری بزاریششش ؟
-جدیدا بهم کم محلی میکنه منم تصمیم گرفتم همچین بلایی سرش دربیارم
&اگه بهت زنگ بزنه چی ؟!
-تو خونه یه نامه هست اونو میبینه تلفنمم جواب نمیدم
&تو باید بری استاد همچین کارایی بشی اخه درچه حدددد
-بجای غرغر اهنگ بزار
ویو سونگمین
رسیدم خونه و دیدم چراغا خاموشه
+اخخخ نکنه میدونسته قراره به گا بدمش برای همین همه چیزو اماده کرده
رفتم داخل و دیدم اثری ازش نیست
+ا.ت؟ اینجایی ؟
چراغارو روشن کردم
+وا پس کوش
یه نامه ی قرمز روی میز بود و رفتم سروقتش و بازش کردم
نامه:
باید به یه سفر چند روزه برم بهم زنگ نزن کار دارم ″ددی″
+این چه کوفتیه اول تحریکم میکنه بعدم فرار ؟
/سه روز بعد/
ساعت : ۰۰:۲۰
ویو ا.ت
رسیدم تو پارکینگ خونه و وسایلمو برداشتم و رفتم طبقه ی بالا
درو باز کردم و واردش شدم
-چرا اینقدر ساکته؟ نیومده خونه ؟
چراغارو روشن کردم
-وای ترسوندیم
سونگمین تکیشو از دیوار گرفت
+کجا بودی ؟!
-س...سفر
+چرا اون کارو کردی ؟!
-ک...کدوم
+اعهههه یعنی چی که اونجور تحریکم کردی ؟ میدونی چقدر حالم بد بود
-همچین بی تقصیرم نیستی
+نیستم اره ؟!
-چیه ؟ خودتم خوب میدونی که این مدت خیلی باهام سرد بودی و خوب رفتار نمیکردی..من هیچ توجهی ازت دریافت نمیکردم
+ که توجه میخوای اره ؟
-چ...برو کنار میخوام وسایلو بچینم سر جاش
+چشم (رفت کنار)
وسایل رو توی اتاق چیدم و لباسام رو دراوردم و لباس خواب پوشیدم
+میتونم بیام داخل ؟
-اره اره بیا
روی تخت دراز کشیدم
+(اومد رو تخت نشست)
+ا.ت
-بله ؟
+تو به دوستم گفته بودی توی قهوه قرص بریزه ؟
-عام اره ؟
+چرا ؟ با تحریک شدن من چی تغییر میکنه ؟
-میخواستم توهم اذیت بشی...وقتی هیچ کاری از دستت برنمیاد
+که میخواستی اذیتم کنی ؟
-اره
+باشه خودت خواستی
ویو راوی
سونگمین روی ا.ت خیمه زد و دستاسو بالای سرش قفل کرد
+امشب یه جوری بهت توجه میکنم که تا ۲ هفته نتونی راه بری بیب...
Iris
ادامش با ذهن بیمار خودتون به من چه دیگه اسمات نمیزارم. میدونم بدشده ببخشید
خدافظ شما
- ۵۵۵
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط