شده تا نیمه‌ی شب در بزنی، وا نکنند؟

شده تا نیمه‌ی شب در بزنی، وا نکنند؟
یا دری را شده با سر بزنی، وا نکنند؟
پشت در، بید بلرزی و به جایی برسی
که تهِ فاجعه پرپر بزنی، وا نکنند؟
روی یک پله، درِ خانه‌ی بی‌فرجامی
بتپی، قلب کبوتر بزنی، وا نکنند؟
تو بدانی که یکی هست که بی‌طاقت توست
باز تا طاقت آخر بزنی، وا نکنند؟
خنده‌ای کردم و گفتم: دل من! گریه نکن
تو اگر صد شب دیگر بزنی، وا نکنند
این در بسته، عزیز دل من! بسته به توست
شده باور کنی و در بزنی، وا نکنند؟

👤 حسن دلبری
دیدگاه ها (۱۰)

استاد همیشه میگفت :یاد بگیریدهم خوب حرف بزنید وهم حرفِ خوب ب...

پرتره ای که هیتلر از معشوق فرانسوی اش به تصویر درآورد.این نق...

اونیکس اسم پیتبول ۹ ماهه ای بود که نیمه شب متوجه آتش سوزی در...

"کروپ ک 5" با کالیبر 283 میلی، سلاح بزرگ نازی‌ها در جنگ جهان...

#ماه_و_باروتپارت دهم:ساختمانِ قدیمیِ اداره‌ی ثبتِ بندر، مثل ...

پارت دوازدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط