.

.

میگویی دوست دارم زیر باران قدم بزنم،
اما وقتی که باران می بارد،
چتر در دست می گیری،

میگویی آفتاب را دوست دارم
ولی زیر نور خورشید،
به دنبال سایه می گردی،

میگویی باد رو دوست دارم
ولی وقتی که می وزد،
پنجره را میبندی،

حال دریاب وحشت مرا
هنگامی که میگویی،دوستت دارم !
دیدگاه ها (۱۱)

منتظر می‌مانیم غصه می‌خوریمخاطراتش را مرور می‌کنیمدر خلوت‌ما...

عکسهای قشنگ دلیل بر زیبایی تو نیستساخت دست عکاس است.درونت را...

میانِ همهمه آدم‌ها خودت را جا نگذار این روزهاعاشقی هم قیمت م...

کودک که بودیم گمان می‌کردیم سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد!ح...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

گوناگون

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط