چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
دیدگاه ها (۳)

باصراط المستـقیم چـشم تو مـرتد شدمقبله ام تغییرکرد وجمعه ام ...

" تـــــو "مالڪ تمام احساسـم هستی.!تمام عشقـم.!تمام احساس نا...

با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همہاِے مصرعِ سڪوت، در شعرِ ه...

فِڪر کَردَنــ🙄 بهـ‍ تـو🙊 پِنهانی تَرینـ🙈 ڪارِ زندگی مَن استـ...

من رو ب دخترم»»»☆عقل می گفت:برو عشق به پایان آمدعشق میگفت:بم...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط