سکوتی_که_شنیده_شد ... هنوز نفهمیده ام... رازِ این زنان در
سکوتی_که_شنیده_شد ... هنوز نفهمیده ام... رازِ این زنان در چیست در نگاه شان... یا کلام شان؟
و اما او گاهی اوقات هیچ نمی گوید، هیچ شاید چون تصور می کند لازم نیست چیزی بگوید... اگر چه دنیایی حرف و دلی مملو از غم داشته باشد
در این حال باید چشمانش را نگریست
او دریایی حرف در آن نگاه ها دارد
شاید هم دردی او را به سکوت واداشته است
و اندوهی بزرگ را در سینه پنهان کرده است.
به هر حال نباید از چشمانی زنانِ سکوت کرده
به سادگی گذشت
که در پشت آن، دردی نهفته است
این درد سنگین تر است از
رنجی که او را به فریاد وامی دارد.
رازِ زنان، نه در نگاه و کلامشان
که در سکوت شان است
سکوتی که باید به گوشِ جان شنید.
و اما او گاهی اوقات هیچ نمی گوید، هیچ شاید چون تصور می کند لازم نیست چیزی بگوید... اگر چه دنیایی حرف و دلی مملو از غم داشته باشد
در این حال باید چشمانش را نگریست
او دریایی حرف در آن نگاه ها دارد
شاید هم دردی او را به سکوت واداشته است
و اندوهی بزرگ را در سینه پنهان کرده است.
به هر حال نباید از چشمانی زنانِ سکوت کرده
به سادگی گذشت
که در پشت آن، دردی نهفته است
این درد سنگین تر است از
رنجی که او را به فریاد وامی دارد.
رازِ زنان، نه در نگاه و کلامشان
که در سکوت شان است
سکوتی که باید به گوشِ جان شنید.
- ۳۲۰
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط