دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن،

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن،
یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم و کوچیکه رو نجات دادم...
بعدش همون کوچولوه بهم فحش میده میگه به تو چه داداشمه ؟؟؟
صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه !
راست میگف عایا؟
:|
دیدگاه ها (۱۰)

چندپارتیمن حمایت کسی رو ندارم...دینا:باید به حسابش برسیم اصل...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

You are paying back karma پارت³⁹¹⁴:⁰⁹ سئول «⁵سال بعد» سومین ...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردنیعنی دا...

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردنیعنی دا...

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردنیعنی دا...

دو تا پسربچه 4 و 9 ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن، یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط