وعده کردم که به تو سر نزنم برسم تا دم در در ...

وعده کردم که به تو سر نزنم برسم تا دم در، در نزنم!

قول دادم به غزلهای خودم زل به چشمان تو دیگر نزنم!

مطمئین باش خیالت راحت گله ای از تو به دفتر نزنم!

این چه رسمی ست که باید یک عمر حرف خود را به تو آخر نزنم!

برو ای عشق برو تا اینکه روی دستان تو پر پر نزنم!

من به دوری تو عادت کردم ولی از غصه ی دوری تو دم نزنم!!! 🔱 💝 🕊 💝
دیدگاه ها (۱)

آتشے؟ دردے؟ غمے؟ داغے؟ ندانم چیستے ! هرچہ هستے در ضمیـ...

شادممثل شکوفه ای که از شادی هر بهاری در پوست خود نمی گنجد ای...

چه بوی سیبی می آیدتو آمده ای یا عید ؟خواب میبینمیا خواب ماند...

نه آسمون به زمین اومدهنه زمین به آسمون رفتهنه آب دریا خشک شد...

اوه خدای‌من!احساس میکنم گم شده‌ام . نمی‌دانم کجام و قراره چی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۳۴تهیونگ باند سفید مانند را دور مچ ...

قلب های مُرده پارت ⁸مارکو عصبانی به پسرش نگاه کرد و کوک پوزخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط