نامه ای با اشک چشمانم
نامه ای با اشک چشمانم
نوشتم ، خوانده ای؟
من هنوزم یاد تو هستم
تو یادم ، مانده ای؟
مانده ام چشم انتظار
یک خبر از سوی تو
راست گو آیا تو هم
چشم انتظارم مانده ای؟
ازوقتی تو رفتی.لبخندت رفت ورفتنت مرااز چاله ی گونه هایت دراورد
و در چاه زیر چشمان خودم انداخت
هر روز سیل جاری است در این چاه ازچشمه ی چشمانم
که ای کاش چشمه ی برفی بود
زلیخایی این یوسف را چشم به راه نیست!
آدم من!برگردهیچ جاخانه ی حوا نمیشود
نوشتم ، خوانده ای؟
من هنوزم یاد تو هستم
تو یادم ، مانده ای؟
مانده ام چشم انتظار
یک خبر از سوی تو
راست گو آیا تو هم
چشم انتظارم مانده ای؟
ازوقتی تو رفتی.لبخندت رفت ورفتنت مرااز چاله ی گونه هایت دراورد
و در چاه زیر چشمان خودم انداخت
هر روز سیل جاری است در این چاه ازچشمه ی چشمانم
که ای کاش چشمه ی برفی بود
زلیخایی این یوسف را چشم به راه نیست!
آدم من!برگردهیچ جاخانه ی حوا نمیشود
- ۴.۲k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط