آمد به یادِ من که ز غوغای زندگی

آمد به یادِ من که ز غوغای زندگی
حتی تو را
چو خنده فراموش کرده ام ................
دیدگاه ها (۵)

تو راچنان قلبیکه از سینه‌ام کنده باشمرها کردم .................

و ای کاش روزگار عزیزانم را به من برساند ...همان‌گونه که مصیب...

انگارسالها طول کشیدکه دسته ای بوسهاز دهانش بچینمو در گلدانی ...

پنج انگشت بود فاصله ی ماکه پنجره را به قصد آسمان ترک کردیهنو...

دلم گرفت

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

پیگیر پریشانیِ ما دیر به دیر است دلتنگ به یک خنده‌ی او زود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط