✍

✍


چقدر نیستی؟!
و من زنم
زنی با لهجه ی عشق
که جای خالی ات را
با لاک های رنگی
و رژهای صورتی
پر می کنم

رو به روی آیینه
لبخند می زنم
و انتظارت را درد می کشم

روز را
با عطر تو نفس می کشم
و شب را
در شرجی خیالت خواب می کنم

سفیدی موهایم را
رنگ می کنم
و خط های پیشانی ام را
صاف ....

برایت جوان می مانم
حتی اگر
شناسنامه ام را
باد ببرد
و برای با تو بودن
دیر شده باشد
خیلی دیر .........


#سارا_قبادی


✒ ️@sher_sepidar
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط