( پارت۲۵)
( پارت۲۵)
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
+خب، هیکاری میشه یلحظه بیای اتاقم؟
-ب.... باشه
_خوش بگذره بچه ها
+هوی، پیرزن ما بچه نیستیماا
-با مامانت اینجوری حرف نزن
+باشه
*رفتن اتاق باکوگو*
+بفرما داخل عزیزم
-ممنونم برا چی منو اوردی اتاقت
+میخواستم بگم که..... هیکاری تو هنوز مطمعنی که میخوای منو به دنیای
خودت راه بدی؟
-اره، من مطمعنِ مطمعن هستم
+هوف باشه خیالم راحت شد
-خوبه
+خب بزار لباسم رو عوض کنم باهم بریم بیرون
-باشه
*باکوگو لباسش رو عوض کرد و اومد*
+خب، بریم؟
-بریییییم
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
+خب، هیکاری میشه یلحظه بیای اتاقم؟
-ب.... باشه
_خوش بگذره بچه ها
+هوی، پیرزن ما بچه نیستیماا
-با مامانت اینجوری حرف نزن
+باشه
*رفتن اتاق باکوگو*
+بفرما داخل عزیزم
-ممنونم برا چی منو اوردی اتاقت
+میخواستم بگم که..... هیکاری تو هنوز مطمعنی که میخوای منو به دنیای
خودت راه بدی؟
-اره، من مطمعنِ مطمعن هستم
+هوف باشه خیالم راحت شد
-خوبه
+خب بزار لباسم رو عوض کنم باهم بریم بیرون
-باشه
*باکوگو لباسش رو عوض کرد و اومد*
+خب، بریم؟
-بریییییم
- ۲.۳k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط