فانوس دریایی بگو ،تنها و سرگردان چرا؟
فانوس دریایی بگو ،تنها و سرگردان چرا؟
رویت به سوی ناکجا،دنبال گمراهان چرا؟
یار همه بودی،ولی ،بی یاورو بی همدمی
یک عمر با دریا شدی، همخانه طوفان چرا؟
آمد ز دریاهای دور آ ن کشتی گم کرده ره
لایق ندانستی شود، یک شب تو را مهمان چرا؟
تنهائیت را با کسی ، قسمت نکردی تا ابد
روشن کن این افسانه رادر خود شدی پنهان چرا؟
هر شب تماشا میکنم ،تکرار چشمکهای تو
کاری بکنُ حرفی بزن ،قهری تو با یاران چرا؟
آواره کن ،بیچاره کن، این رهروان نابلد
روشن کن اطراف خودت با ما بمان ُآنان چرا؟
رویت به سوی ناکجا،دنبال گمراهان چرا؟
یار همه بودی،ولی ،بی یاورو بی همدمی
یک عمر با دریا شدی، همخانه طوفان چرا؟
آمد ز دریاهای دور آ ن کشتی گم کرده ره
لایق ندانستی شود، یک شب تو را مهمان چرا؟
تنهائیت را با کسی ، قسمت نکردی تا ابد
روشن کن این افسانه رادر خود شدی پنهان چرا؟
هر شب تماشا میکنم ،تکرار چشمکهای تو
کاری بکنُ حرفی بزن ،قهری تو با یاران چرا؟
آواره کن ،بیچاره کن، این رهروان نابلد
روشن کن اطراف خودت با ما بمان ُآنان چرا؟
- ۱.۳k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط