دو سالی میشه اینجا مشغوله روز اول که اومد میگفت یروز صبح
دو سالی میشه اینجا مشغوله روز اول که اومد میگفت یروز صبح بی خبر از خونه زدم بیرون اومدم تهران واس کار.
گفتم خانوادت چی؟ خندید.
تا ۲ ماه صبح به صبح روزنامه هارو چک میکرد ولی نمیگفت چرا فقط میگفت هنوز برا کسی گم نشدم
جای خوابشم تو خود رستوران بود
از یروزی به بعد دیگه روزنامه دستش نبود دنبال چیزی نبود فقط کارشو میکرد و منزوی تر شد.
مرخصی هم تو کارش نبود میگف کسی منتظرم نیست که برم مرخصی براش.
یروز داشتم قسمت اتاقشو مرتب میکردم روزنامه هاشو پیدا کردم...
اولش نفهمیدم چرا دور عکس همه آدمایی که اعلامیه گم شدنشون زده شده خط کشیده
یهو یادم افتاد که گفته بود "هنوز برا کسی گم نشدم"
ما برا کی گم میشیم؟
گفتم خانوادت چی؟ خندید.
تا ۲ ماه صبح به صبح روزنامه هارو چک میکرد ولی نمیگفت چرا فقط میگفت هنوز برا کسی گم نشدم
جای خوابشم تو خود رستوران بود
از یروزی به بعد دیگه روزنامه دستش نبود دنبال چیزی نبود فقط کارشو میکرد و منزوی تر شد.
مرخصی هم تو کارش نبود میگف کسی منتظرم نیست که برم مرخصی براش.
یروز داشتم قسمت اتاقشو مرتب میکردم روزنامه هاشو پیدا کردم...
اولش نفهمیدم چرا دور عکس همه آدمایی که اعلامیه گم شدنشون زده شده خط کشیده
یهو یادم افتاد که گفته بود "هنوز برا کسی گم نشدم"
ما برا کی گم میشیم؟
- ۴.۱k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط