تا دو چشم خود را به هم زدم من

تا دو چشم خود را به هم زدم من
عمر من چه طي شد
ابر نو بهاري نديده باران
وقت برفِ دي شد
تا که سرنوشتم نوشته شد
ذات من به غم ها سرشته شد
شوق امروز و هر روز من چرا
رنج ديروز و روز گذشته شد
عمر شيرين چرا فرصتي غير آه و دمي نيست
جز محبّت قبايي برازنده ي آدم نيست
عمر شيرين چرا فرصتي غير آه و دمي نيست
جز محبّت قبايي برازنده ي آدم نيست
اساس زندگي عشقه
به درگاه الهي بندگی عشقه
جهان وامانده و درمانده ی عشقه
خدا خود عشقِه و فرمانده ی عشقه
بساط کهکشان عشقه
سپهر و آسمان عشقه
فلک زايیده و زاينده ی عشقه
که ايزد منبع و تابنده ی عشقه
عمرِ کوتاه ما، عمرِ کوتاه شب
دَم به روي برگه
قصة ی زندگي، قصة برگِ گل
با هجوم تَگرگه
دیدگاه ها (۴)

ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که ...

"بن شناسی واژه " زاگــرس واژة «زاگرس» يا «زاگروس» از سال ...

لینک آهنگ شاد بدون کلام لری تقدیم به همه شما وقتی وارد صفحه ...

ضرب المثل لری. اِقه مینِم چیا بِلاجی خر که میرینه بَنِ نار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط