ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان افتد
دیدگاه ها (۱)

نـاصح به طعنه گفت:رو ترک عشق کن !حاجت بـه جنگ نیست برادر ،نـ...

آسمان را دوست دارمزیرا تنها سقفی ستکه زیر آن با تو زیسته ام ...

شعر،هر چند ساده،باید " عُمق " داشته باشد...مثلا چشم های تو.....

#یهو دلم هوا تو کرد، بابامهدی جونم.. 😢😮‍💨💔عالم ز دست رفت تو ...

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پ...

اوسی اندرتیل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط