🌹 شهید علی محمودوند🌹

🌹 شهید علی محمودوند🌹


💠 شهدای غواص💠


داخل خاک عراق مشغول جستجو بودیم؛ یکی از افسران عراقی خبر آورد که در منطقه‌ای جلوتر از اینجا یک گورستان دسته جمعی از شهدای ایرانی است؛

اما عراقی‌ها اجازه عبور نمی‌دادند؛ با تلاش بسیار و پس از مدت‌ها پیگیری به آن منطقه رفتیم؛ آن روز تلخ‌ترین روز دوران تفحص بود

۴۶شهدای غواص آنجا بودند، دست و پا و چشم‌های همگی آنها بسته شده بود؛ آنچه می‌دیدم باور کردنی نبود؛
بعثی‌ها این اسیران جنگی را زنده به گور کرده بودند

پلاک همه آنها را هم جدا کرده بودند تا شناسایی نشوند. آنها ۴۶ شهید گمنام بودند

در کنار همه پیکرها که سالم و کامل بود یک دست قطع شده قرار داشت؛ این دست متعلق به هیچ کدام از پیکرها نبود؛
 
انگشتر فیروزه زیبایی هم بر دست داشت؛ این دست مدت‌های طولانی مونس من شده بود؛

هر وقت کار ما گره می‌خورد به سراغ این دست می‌آمدیم؛ گویی این دست آمده بود تا دستگیر همه ما باشد
 

#خاطرات_ناب_شهدا
#شهید_علی_محمودوند
#خاکی_ها


💠 ڪانال خـاڪـےها💠

telegram.me/joinchat/AtQMXTwpQdo8yChf_PrD7g‌
دیدگاه ها (۱)

نوشتن🇮🇷🖤 روایتی از غیرت مردان ارتش ایران...پیکر یک دختر ایرا...

🎞 #مستند📽 لحظات آزادی امیر دلاور ارتش اسلام خلبان شهید حسین ...

🔻ناچارهای جنگ طلب✍️مسعود براتی🔹️درست زمانی که نیازمند «ابتکا...

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

بسم الله الرحمن الرحیم پیام به مناسبت هفته دفاع مقدس :والَّذ...

قسمت دوازده

💠 ماجرای صحبت‌های اخیر دکتر قالیباف رو باز کنیم !🔺بهتره به ج...

رونمایی از مستند مسعود

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط