همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت

همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت
هزار کوه مصیبت به دوش زینب ریخت

نظاره کرد چو «شمس الشّموس» بی‌سر را
به گوش گوش فلک، ناله ناله یا رب ریخت

جهان برای همیشه سیاه شد چون شب
ز چشم‌های ترش هرچه داشت کوکب ریخت

چه بود نیّت ناآشکار ساقی غم؟
که جام زینب غم‌دیده را لبالب ریخت

کشاند کرب و بلا را به شام و بام فلک
هزار فصل طراوت به باغ مذهب ریخت

زبانه‌های کلامش به جان دم‌سردان
شراره‌ها شد و آتش‌نشانی از تب ریخت

اگر همیشه ببارند ابرهای جهان
نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب ریخت

#شام_غریبان
دیدگاه ها (۵)

#شام_غریبان همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریختهزار کوه ...

اگر همیشه ببارند ابرهای جهان...نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب...

اگـر همیشـه ببارند ابرهـای جهان نمی‌رسند بـه آن اشك‌هـا كه ز...

بر طاق جنّان حک شده سیمای رقیهخورشید کمی از رخ زیبای رقیهمهت...

شب بخیر تا فردا 😑✋

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت سحر بود و غم و...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت  سحر بود و غم و...

سحر بود و غم و دردسحر بود و صدای نفس خسته ی یک مردکه آرام در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط