هوا تاریک بود کنار پنجره نشسته بودی و داشتی ستاره های چش

هوا تاریک بود. کنار پنجره نشسته بودی و داشتی ستاره های چشمک زن را تماشا میکردی. اشک در چشمانت حلقه زده بود. هنوز هم باورت نمیشد که جین که تمام زندگيت بود تورو ول کرده. با خودت میگفتی: کاش زمان به عقب برگردونم. ببخشید که دیگه هیچ حسی بهت ندارم پسرکم. ات برای بار آخر موبایلش را برداشت. با دست های لرزون و چشمانی که از شدت گریه قرمز شده بودن این جملات رو تایپ میکردی: سلام گل سنگی من. میخواستم بگم که تو تمام زندگيم بودی ولی الان نه. دیکه هیچ عکسی از تو توی گوشیم نیست. دیگه ذوق نمیکنم بهم زنگ بزنی یا پیام بدی.
دیگه شعرهامو برات نمیخونم. دیگه دوس ندارم که تو من رو تجربه کنی یا من تورو تجربه کنم. دیگه مهم نیست بشکنه قول هایی که بهم دادی. دیگه عطرامو خودم میگیرم و خونه رو به سلیقه خودم میچینم
اره گل سنگی من. گل سنگی من دیگه هیچ وقت احساسم به تو مثل قبل نمیشه. دیگه حالت برام مهم نیست. دیگه برام مهم نیست که کی برات جونشو میده.
دیگه برام روزه تولدت مهم نیست. دیگه بدون تو خوابم میبره.

دیگه حسم داره واقعا میپره. دیگه هرجا تنها برم بدون تو واقعا حالم بهتره. آره گل سنگی من. دیگه بهت فکر نمی‌کنم گل سنگی من. از زمانی که منشی شرکتت رو به منی که جونمو برات میدادم ترجیح دادی فهمیدم من و تو راهمون از هم جداشده گل سنگم. اصلا بهت فکر نمی‌کنم. دلتنگت نمیشم. حالم برات بد نمیشه. بهت عشق نمیورزم. دیگه برام مهم نیستی گل سنگی من.....
خبخبخب توت فرنگی های کوچولوم یه لایک و کامنت می‌تونه خیلی خوشحالم کنه:)))))))
دیدگاه ها (۱۱)

چشمات رو با تابش نور خورشید باز کردی. به کسی که کنارت بود نگ...

سناریو تصویری از جئون عسل؟؟؟؟؟خبخبخبخببب یه لایکمون نشهههه:)...

تهیونگ: ات مامان و بابا راست میگن هاات: تهیونگگگگگگگتهیونگ: ...

رفتم سمتش و گفتم: تهیونگی تلوخدا قهر نکن( کیوت)قول میدم همون...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌¹⁹+ته....تهیو...تهیونگ؟-مشکلی نیست....

قشنگ خواهردلم برات تنگ شدهمیدونی از روزی که تو رفتی دیگه حال...

خب درودنمیخوام خیلی صحبت کنمفقط امیدوارم هیچوقت اپیزود ۸ سیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط