📚برشی از کتاب
📚برشی از کتاب
شاعربودن یعنی انسان بودن.
بعضی هارا می شناسم که رفتار روزانه شان هیچ ربطی به #شعرشان ندارد.
یعنی فقط وقتی #شعرمیگویند ،شاعر هستند ،
بعدتمام می شود .دومرتبه میشوند یک آدم حریص شکموی ظالم تنگ فکربدبخت حسود و حقیر،
خوب من حرفهای این آدمهارا قبول ندارم .
من به #زندگی بیش تر اهمیت میدهم و وقتی این آقایان مشت های شان را گره می کنند و فریاد راه می اندازندیعنی در #شعرها و مقاله هایشان ، من نفرتم میگیرد و باورم نمی شود که راست میگویند .میگویم نکند فقط برای یک بشقاب پلو است که دارند داد میزنند!
فکر میکنم کسی که کار#هنری میکندباید اول خودش را بسازد و کامل کند بعداز خودش بیرون بیاید و به خودش مثل یک واحد از #هستی و وجودنگاه کند تا بتواند به تمام دریافتها ، فکرها و حس هایش یک حالت عمومیت ببخشد ...
┈┅❥🍃🌸┈┅❥🍃🌸┈┅
#امشب از آسمان دیدهٔ تو
روی شعرم #ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجههایم جرقه میکارد
#شعر دیوانهٔ تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دوباره میسوزد
عطش جاودان آتشها
آری آغاز ، #دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطرههای الماس است
آنچه از #شب به جای میماند
عطر سکرآور گل یاس است
آه ، بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانهٔ من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانهٔ من
آه ، بگذار زین دریچهٔ باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی #سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو
#زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ، بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو ، می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو میخواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایهٔ تو آویزم
آری آغاز ، دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
پ.ن:برشی از دیوان اشعار فروغ فرخزاد
#فروغ_فرخزاد
#حال_خوب #عطر_خوش_زندگی #عطر_زندگی#بهار#خرداد#شب #باران#شعر#ادبیات#آرامش#حس_آرامش#خدایا_شکرت#زندگی#زندگی_عاشقانه#فرشت#ویسگون
شاعربودن یعنی انسان بودن.
بعضی هارا می شناسم که رفتار روزانه شان هیچ ربطی به #شعرشان ندارد.
یعنی فقط وقتی #شعرمیگویند ،شاعر هستند ،
بعدتمام می شود .دومرتبه میشوند یک آدم حریص شکموی ظالم تنگ فکربدبخت حسود و حقیر،
خوب من حرفهای این آدمهارا قبول ندارم .
من به #زندگی بیش تر اهمیت میدهم و وقتی این آقایان مشت های شان را گره می کنند و فریاد راه می اندازندیعنی در #شعرها و مقاله هایشان ، من نفرتم میگیرد و باورم نمی شود که راست میگویند .میگویم نکند فقط برای یک بشقاب پلو است که دارند داد میزنند!
فکر میکنم کسی که کار#هنری میکندباید اول خودش را بسازد و کامل کند بعداز خودش بیرون بیاید و به خودش مثل یک واحد از #هستی و وجودنگاه کند تا بتواند به تمام دریافتها ، فکرها و حس هایش یک حالت عمومیت ببخشد ...
┈┅❥🍃🌸┈┅❥🍃🌸┈┅
#امشب از آسمان دیدهٔ تو
روی شعرم #ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجههایم جرقه میکارد
#شعر دیوانهٔ تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دوباره میسوزد
عطش جاودان آتشها
آری آغاز ، #دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطرههای الماس است
آنچه از #شب به جای میماند
عطر سکرآور گل یاس است
آه ، بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانهٔ من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانهٔ من
آه ، بگذار زین دریچهٔ باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی #سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو
#زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ، بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو ، می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو میخواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایهٔ تو آویزم
آری آغاز ، دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
پ.ن:برشی از دیوان اشعار فروغ فرخزاد
#فروغ_فرخزاد
#حال_خوب #عطر_خوش_زندگی #عطر_زندگی#بهار#خرداد#شب #باران#شعر#ادبیات#آرامش#حس_آرامش#خدایا_شکرت#زندگی#زندگی_عاشقانه#فرشت#ویسگون
- ۴.۴k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط