پيری برای جمعی سخن میراند...

پيری برای جمعی سخن میراند...

لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردندر مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد.

--
دیدگاه ها (۶)

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

ابلیس

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

برای بدست هر چیزی باید تلاش کردپیری برای جمعی سخن میراند. لط...

پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه د...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از ل...

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط