امروز ظهر یهو یادم افتاد وااااای باید برم مهد دنبال بچم !

امروز ظهر یهو یادم افتاد وااااای باید برم مهد دنبال بچم !
بدو بدو رفتم دم مهد یادم اومد عهههههههههه من که بچه ندارم ؛ تازه شوهرم ندارم ! هیچی دیگه داشتم برمیگشتم سمت ماشین که یادم اومد ماشینم ندارم …
اومدم دربست بگیرم تا خونه دیدم عه پولم ندارم ! هیچی دیگه با پای پیاده تا خونه رفتم..بعد فهمیدم خونه هم ندارم!!:-(
دیدگاه ها (۱۶)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

خب بازم خیانت درخواستی چه علاقه ای به خیانت دارید

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

Part:24داشتم از پله ها بالا میرفتم که صدام کرد.ا/ت:ببخشید (ی...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط