می دانم حوصله ی هیچ چیز را نداری

می دانم حوصله ی هیچ چیز را نداری
حتی حوصله ی خواندنِ این کلمات را شاید
دلت گرفته؛ گلایه داری؛ خسته ای
هرروز که می گذرد بی معنی تر می شوند
آرزوهایت؛ رویاهایت
دلت یک آغوشِ امن می خواهد
دلت خواسته شدن می خواهد
دلت می خواهد محضِ رضایِ خدا
یک بار هم سهمِ تو لبخند باشد
باور کن؛ همه ی این ها را می دانم
آنقدر می دانم که تمامش را گذرانده ام
و می گذرانم حتی
می دانی ؟
گاهی خوب است چشمانت را ببندی
و داشته هایت را شمارش کنی
خوبی هایت را
مهربانی هایت را
خوب است بشماری
چند چشم شوقِ دیدارت را دارند
چند گوش به انتظارِ صدایت
پشتِ بوقِ ممتدِ تلفن نشسته اند
بشمار چند نفر از دیدنت
در کوچه و خیابان لبخند می زنند
بشمار وجودت آرامشِ ناآرمی هایِ
چند ناامید از روز و روزگار است
چشمانت را ببند و تصور کن
تمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داری
تمامِ آدم هایی که هنوز ملاقات نکرده ای
و مطمئن باش
میانِ همین روزها
یک نفر
یک جا
آنقدر تو را می خواهد
که یادت می رود روزی جایی
کسی از سرِ ندیدن و کم دیدن
تو را نخواست.. باید بدانی کسی که یک قلب را
که تمام و کمال برایِ او می تٓپد
نخواهد
تا عمر دارد
قلبی اینچنینی برایِ لحظه هایش
نخواهد بود

#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۳)

چقــــدر درک شدن دلنشین است...اینکه گاهــی دوستـی، همدمـی، ه...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

تولدت مبارک، جونگ‌کوکییی. 🤍به آدمی که با استعداد، پشتکار و ح...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

پروانه جان

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط