پسرک دل به چه بستی
•~~~•پسرک دل به چه بستی؟
که سر راه نشستی
روز و شب در همه جا در پی حوای خود هستی؟
به گمانت که بهشت است خیابان همین شهر
و این دخترکان حوری فردای تو هستند؟
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به همین صورت زیبا
که تمامش به دوصد رنگ و لعاب است؟
به نگاهی که پر از هرزگی و مثل سراب است؟
به صدایی که شود نازک و دلبر
که برد دل ز تو و عقل و حواست؟
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به همین مانتوی رنگی
که نشان می دهد اندام نگارت؟
نه فقط تو همه ی مردم این شهر
توانند تماشاگر مجانی زیبای تو باشند؟
دل به آن صورتکی بستی و ای کاش بدانی
سر راهش
چشمک و ناز و ادایش
شده ارزانی هرکس
•°•
~~~پسرک این تن زیبا
که به آسانی یک آن
به تو گوید نفس و جان
با قد و چهره ی زیبا تر و بهتر که ببیند
برود سوی دگر دلبر و جانان
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به لبی،خنده ای و ناز صدایی؟
•°•
~~~نه عزیزم
این همه جلوه که پخش است کف کوی و خیابان
به ریالی به پشیزی نه به ولله نیارزد
•°•
~~~تو گمان می کنی آرامش تو بسته به او شد؟
به لبش ، عشوه و نازش
به تن آرایی و سازش
به لباسش
به صدایش؟؟؟
•°•
~~~نه پسر جان
که نه تو کل جهان عقل اگر کار ببندند
بدانند
که آرامش این جان
همه در قید عفافست و حجابست
همه در بند حیا و شرف و غیرت مردست
•°•
پسر جان
چهره ماه نشان
بعد کمی می شود عادی
نه به صورت
که به سیرت دل خود بسته به او کن
•°•
به حیایش به عفافش
سادگی، شرم و حجابش
همسر خوب،زن خوب ، دل و دلبرک خوب
•°•
اختصاصیست
فقط تو
که نه بهر همه ی مردم این شهر
.عشوه و دلبری او
منحصر مال تو باشد
نه که همسایه و فامیل وپسر های خیابان
•°•
پسرک دل به کسے بند کہ
در بند عِفاف است
کہ در قید حجاب است
کہ در کل جهان ارزش او
حُجْب و حیا است`````...
که سر راه نشستی
روز و شب در همه جا در پی حوای خود هستی؟
به گمانت که بهشت است خیابان همین شهر
و این دخترکان حوری فردای تو هستند؟
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به همین صورت زیبا
که تمامش به دوصد رنگ و لعاب است؟
به نگاهی که پر از هرزگی و مثل سراب است؟
به صدایی که شود نازک و دلبر
که برد دل ز تو و عقل و حواست؟
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به همین مانتوی رنگی
که نشان می دهد اندام نگارت؟
نه فقط تو همه ی مردم این شهر
توانند تماشاگر مجانی زیبای تو باشند؟
دل به آن صورتکی بستی و ای کاش بدانی
سر راهش
چشمک و ناز و ادایش
شده ارزانی هرکس
•°•
~~~پسرک این تن زیبا
که به آسانی یک آن
به تو گوید نفس و جان
با قد و چهره ی زیبا تر و بهتر که ببیند
برود سوی دگر دلبر و جانان
•°•
~~~پسرک دل به چه بستی؟
به لبی،خنده ای و ناز صدایی؟
•°•
~~~نه عزیزم
این همه جلوه که پخش است کف کوی و خیابان
به ریالی به پشیزی نه به ولله نیارزد
•°•
~~~تو گمان می کنی آرامش تو بسته به او شد؟
به لبش ، عشوه و نازش
به تن آرایی و سازش
به لباسش
به صدایش؟؟؟
•°•
~~~نه پسر جان
که نه تو کل جهان عقل اگر کار ببندند
بدانند
که آرامش این جان
همه در قید عفافست و حجابست
همه در بند حیا و شرف و غیرت مردست
•°•
پسر جان
چهره ماه نشان
بعد کمی می شود عادی
نه به صورت
که به سیرت دل خود بسته به او کن
•°•
به حیایش به عفافش
سادگی، شرم و حجابش
همسر خوب،زن خوب ، دل و دلبرک خوب
•°•
اختصاصیست
فقط تو
که نه بهر همه ی مردم این شهر
.عشوه و دلبری او
منحصر مال تو باشد
نه که همسایه و فامیل وپسر های خیابان
•°•
پسرک دل به کسے بند کہ
در بند عِفاف است
کہ در قید حجاب است
کہ در کل جهان ارزش او
حُجْب و حیا است`````...
- ۸۰۵
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط