پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.
پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد!
مدت ها بعد پسری غنی اما بدکردار به خواستگاری همان دختر رفت،
پدر دختر با ازدواج موافقت کرد و به دخترش گفت: ان شاءالله خدا او را هدایت میکند!
دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی می دهد تفاوت دارد؟
دیدگاه ها (۳)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.پدر...

پسری بااخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری میرود،پد...

پسری بااخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری میرود، پ...

#داستان_کوتاهپسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری...

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود....

حکایت دوم:پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دخ...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط