گفتے دوستت ندارم
گفتے دوستت ندارم
و رفتے
رفتےو آنقَدر رفتےتا
در خودت گم شدے
از قلبت رد شدے
و
از چشمانت بیرون زدے
آنقدر بیرون زدے
که با هیچ کلمه اے نمےتوانستم
رنگ پریدگے ات را ترمیم کنم
گفتے
دوستت ندارم
و
من دیگر چیزےیادم نمےآید
جز
چهره ےشاعرےشبیه خودم
که
شعر هایش
در بین
دروغ هایت گم شد...
و رفتے
رفتےو آنقَدر رفتےتا
در خودت گم شدے
از قلبت رد شدے
و
از چشمانت بیرون زدے
آنقدر بیرون زدے
که با هیچ کلمه اے نمےتوانستم
رنگ پریدگے ات را ترمیم کنم
گفتے
دوستت ندارم
و
من دیگر چیزےیادم نمےآید
جز
چهره ےشاعرےشبیه خودم
که
شعر هایش
در بین
دروغ هایت گم شد...
- ۴۶۸
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط