ســـــاڪتم!

ســـــاڪتم!
چـون:
یڪ بغض سنگے تـمام
تـار هاے گـلویم را
بہ راحتے قطع کرده!
حـالا فـقط مـــــنم و
حـنجره اے ڪہ
فریـادش سڪوت
اســـت
دیدگاه ها (۶)

قلب مبہ تیغ ڪسانے زخم برداشت؛"ڪہ ازآنهاانتظار محبت داشتم"نہ ...

دُختَر بودَن هَم تاوانے دارَد...دوستــ کہ میشَـوےعاشِّق میشَ...

قَسَم بِ این دِلَم ؛کِه بَد شُد دآغوندیگِه عِشقے بِه دِلَم ر...

انتخاب مڹ نبودے؛ سرنوشتم بودے...تنها انڪَیزه ے ماندنم؛ در ای...

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

بعضی رفتن‌هادر را محڪم نمی‌بندندآرام می‌روندبی‌صداطوری ڪه تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط