حکـــــــــــــــــــــایت من

حکـــــــــــــــــــــایت من

حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقــــــی نداشت

دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــر نداشت

حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــه نزد

زخم داشت اما نـــنــالیــــــــــــــــد

گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت

حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــود
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

عاشقانه های شبنم

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

My Arirang Part 8

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط