سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت
باختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت

درد دلهایم نوشتم ،یک شبی ،تحویل دادم آسمان
آسمان بر حال و روزم ، لحظه ای بارید و رفت

بغض کردم، گریه گردم ،نیمه شب در خلوتم
مونس تنهاییم غم بود، خسته شد ،نالید و رفت

عشق گر سلطان عالم ،من گدایی بر درش
پادشاهم بر گدا ، جام بلا بخشید و رفت

عاشقی بودم برای ،عشق خود دلداده ای
عشق من شد بی وفا، بی اعتبارم کرد و رفت

این جفای روزگار ،دل سنگ سنگم میکند
نامروت با غمش ،سنگ صبورم کرد و رفت
دیدگاه ها (۳)

♥♥♥♥تــــــ♥ــــولــــــ♥ــــدم مبـــــــ♥ـــارڪ☆★☆★☆★

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو  تاری بود  بر   پود  منمی ...

تمام دنیاراهم به من بدهند ذره‌ای جای یکلحظه حس آغوشت را برای...

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط