یه‌سری دردا هست که حتی نمیتونی بری جلو آیینه درباره‌شون ب

یه‌سری دردا هست که حتی نمیتونی بری جلو آیینه درباره‌شون با خودت حرف بزنی؛
چون خجالت میکشی.
از جاهایی که نرفتی و روزایی که نخندیدی تا دوست‌داشتنایی که تجربه نکردی و همه روزایی که از هم‌سن و سالات عقب بودی...
دیدگاه ها (۱)

موقعیت: متفاوتی

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

#چندپارتیموضوع:( وقتی اون یه وارث هست و تو یه مهمونی برای او...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟓همه اماده با وسایل هاشون و لباس های غی...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

#مافیای_عاشق p:11 سلام سلام قشنگ های من چطورین؟من برگشتم با ...

پارت ۱۷ — همیشه حواسم به تو هستروز بعد، نیلسو و جونگکوک همرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط