اگرمن ازنظاره ی آن ستاره ی بدبخت که یک روز ازصفحه ی آسمان

اگرمن ازنظاره ی آن ستاره ی بدبخت که یک روز ازصفحه ی آسمان
محوخواهد شد، رقت و شفقت پیدا می کنم و دوستش می دارم، از
این است که عشق و شفقت، مرا وادار به این احساس می کند که
آن ستاره از خود، آگاهی دارد و این آگاهی ِ کمابیش مبهم رنجش
می دهد از اینکه نمی تواند چیزی بیش از یک ستاره باشد، آنهم
ستاره ای که یک روز محکوم به نابودی ست .

"اونامونو"
"درد ِ جاودانگی
دیدگاه ها (۱)

همه ارتباط های نزدیک با چنان وضوح تحمل ناپذیر و نافذی آشکار ...

غم معرفت است و آنانی که عالم ترند باید به سوگ این ژرف ترین ح...

جان های مردد بس اندوهم می دهند .تمامی فخرشان , رنج همه ی تمج...

سرنگون باد این ''جهان سرنگون '' ! سرنگون باد این زنانگری ننگ...

دو ستاره در شب پارت ۳ایزتسو از تسوموگی خداحافظی میکند و ب را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط