دست به صورتم نزن ,میترسم بیفتد نقاب خندانی که بر چهره دار

دست به صورتم نزن ,میترسم بیفتد نقاب خندانی که بر چهره دارم وبعد سیل اشک هایم تو را با خود ببرد ,وباز من بمانم وتنهایی...
دیدگاه ها (۱)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

چقدر دردناک است که در روزگار ما، لبخند را به پای ساده‌لوحی م...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط