من نگویم، که به درد دل من گوش کنید

من نگویم، که به درد دل من گوش کنید

بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه

مصلحت نیست، که این زمزمه خاموش کنید

خون دل بود نصیبم، به سر تربت من

لاله افشان به طرب آمده، می نوش کنید

بعد من ، سوگ مگیرید، نیرزد به خدا

بهر هر زرد رخی، خویش سید پوش کنید

خط بطلان به سر نامه ی هستی بکشید

پاره این لوح سبک پایه ی مخدوش کنید

سخن سوختگان طرح جنون می ریزد

عاقلان، گفته ی عشاق فراموش کنید

(معینی کرمانشاهی)
دیدگاه ها (۳۰)

من نگویم، که به درد دل من گوش کنیدبهتر آن است که این قصّه فر...

استادبزرگ رحیم معینی کرمانشاهی درگذشتمن نگویم که به درد دل م...

.من نگویم که به درد دل من گوش کنیدبهتر آن است که این قصه فرا...

(رفتم که رفتم)از برت دامن کشان، رفتم ای نا مهرباناز مـن آزرد...

از برت دامن کشان رفتم ای نامهرباناز من آزرده دل کی دگر بینی ...

از برت دامن کشان رفتم ای نامهرباناز من آزرده دل کی دگر بینی ...

از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان از من آزرده دل کی دگر بینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط