·[از وَقتی دیدمِش فَهمیدم؛

·[از وَقتی دیدمِش فَهمیدم؛
کِع اسمِش بهِش نِمیومَد!..
به خندیدنِش..
به نِگآه کَردنِش..
به رآه رفتنِش..
به حَرف زدنِش..
به وول خوردنِش..
به..
هَرروز سرآغِشو میگِرفتم..نِگآهش میکَردم..از دور..!
وَقتی بهِم لَبخند زد؛
وَقتی بهِش زل میزدَم برمیگَشت بهِم نگآه میکَرد؛
وَقتی بآ دیدَن خَنده هآش، بآ دیدَن رآه رفتَنِش ، بآ دیدَن حَرف زدَنِش ؛ بُغض چَندین و چَند سآلِه ام سَر بآز میکَرد!..
فَهمیدم اسمِش چی بآید بآشِع..
اسمِش بآید اسمِ هَمونی میبود..
کِع سآل هآست دآد زدَن اسمِش تویِ حَیآط بَرآم حَسرت شُدِع....
اسمِش بآیَد اسم همونی میبود کِع یآدِش اسمِش خندِه هآش رآه رفتنِش بُغضمو میشنکَنه و دوبآره بهش اضآفه میکُنِع...
آره..
اسمِ پَریآ بهِش نمیومد!...]·

#مَرگِ.تَدریجیـ...
#مَهی {.-.♡}
کپی نکن:|
دیدگاه ها (۳۳)

·{HAPPY BIRTHDAY EXO-L ×-×♡}·#four .-.#fouryearsold ><-·NoCo...

·[کآش وَقتی میگی خوبی؟،بَعد مَن بهِت نِگآه میکُنم؛میتونِستی ...

[میشِع گآهی جآمونو عَوض کُنیم؟مَن بِع شونِه ی تو تکیه بِدم و...

[اگِع یه روز بِفهمی مَن مُردم چیکآر میکُنیو چِه حِسی بهِت دس...

اون تنها بود...بعضی اوقات از ترس اینکه آسیب ببینه با کسی حرف...

ترس شیرین pt 40&اینجاستخونه ای که تو تاریکی شب شبیه خونه م...

مهمونی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط