درخواستی

(درخواستی)
💜سناریو💜
🥲وقتی وسط🔞جونگ کوک میاد تو🥲

نامجون:جمله ی میتونم بیام تو برای این موقعه هاس🥲

جین:اون در بی صاحاب رو برا در زدن گذاشتن😪

شوگا:پدر مادرت به تو در زدن یاد ندادن😑

جیهوپ:آلان خوبه من وسط اهم اهم تو بیام در رو مث گوساله باز کنم😢

جیمین:پدرسگ چلغوز برو بیرون دیگه عین ماست نشسته داره نگاه میکنه🤬

تهیونگ:بخدا باید یه ورود ممنوع جلو اون در بی صاحاب میزدیم🥲

جونگ کوک:بچه شوکه شده از کار هیونگاش🙂
دیدگاه ها (۳)

بچه ها ۳۱ تایی شدنمون مبارک🥳از همتون ممنونم🥰

(درخواستی)💜سناریو💜😐وقتی میگی میشه ددیم شی(جلو اعضا)😐نامجون:ب...

(درخواستی)💜سناریو💜😐وقتی دستات تو سینت هست میگی بنظرت نرمن یا...

(درخواستی)💜سناریو💜😈وقتی سو*تی*ن پوشیدی و اونا تحریک میشن😈نام...

WISH MEET YOUPART 17میها. جونگ کوک.. ( تعجبجونگ کوک. بله؟میه...

رمان عشق و نفرت پارت ۱۰تهیونگ :ولی چی جیا:خب من لباسم تهیونگ...

"سرنوشت " p,39...بعد از صبحونه بلند شدیم و همه رفتیم توی اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط