پرده ها رفت بالا و با گروه بی تی اس مواجه شدیم میگم این ج

پرده ها رفت بالا و با گروه بی تی اس مواجه شدیم میگم این جونگکوک امروز کجاست بلند شدیم سلام کردیم و نشستیم یکی از کارمندای اونجا اومد گفت وقتی دوباره پرده ها رفت بالا باید از ذوق بیفتید بمیرین وااا
مجری اومد نشست همون موقع که وقته فیلم برداری بود گوشیم زنگ خورد برداشتم دیدم مامانه جونگکوکه جواب دادم
"مکالمه ی لیا و مامان جونگکوک"
"مامان جونگکوک : م/ک"
م/ک: سلام دخترم خوبی
لیا: سلام خاله خوبین
م/ک : آره دخترم میگم از کوک خبر داری بهش زنگ میزنم جواب نمیده
لیا : آره خاله جلومه
م/ک : باشه پس اگه میتونی گوشی رو بده بهش
لیا : خاله ما الان سر ظبطیم اومدیم خونه صحبت میکنیم
م/ک: باشه دختر قشنگم
لیا: خدافظ خاله
م/ک: باشه دختر خدافظ
دیدگاه ها (۱)

"پایان مکالمه"ویو کوک امروز قرار بود با یه گروهی مصاحبه داشت...

پارت یک مافیا های مخفی ویو لیا امروز قرار بود بریم برای مصاح...

معرفی شخصیت ها نام فیک : مافیا های مخفی کاپل ها : لیا و جونگ...

فیکYou are realویو ات ساعت یک شده ولی چرا از جونگکوک خبری نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط