myBlacklife

#my_Black_life
Part¹⁰

+(لبشو از لبش جدا کرد و دستشو گرف)
+نه قربان این کارو نکنید
_(لبشو چسبوند به لباش)
_(دستاشو از کمر یوری برد جلو شکمش و حولش داد رو تخت که دراز بکشه)
+(دراز کشید)
_(خواست لباسش رو دربیاره)
+(لباشو جدا کرد)قربان چرا لباسم رو درمیارین؟
_چون میخوام حاضرت کنم باهم بریم بیرون بیب(کیوت)(لب‌ یوری رو کوچولو گاز زد)
+قربان من خودم آماده میشم(مظلومانه)
_(خندیدن)
_از دست تو(لبشو گذاشت رو لبش)
+(همراهی میکنه)
_(لبشو جدا میکنه بعد لبخند میزنه بعد یه بار دیگه ماچ کوچولو میزنه)
_بیب کار خودتو بلدیا نگو نه(کیوت)
+..............
_بیب میرم بیرون لباساتو عوض کنی یا میخوای بری حموم؟
+قربان میرم حم......
_(براید استایل بغلش کرد و بردش حموم)
_اگه قراره بری حموم پس باهم میریم(کیوت)
+آخه قربان.........
_آخه نداره گلم باهم میریم
_(بردش حموم و درو قفل کرد)
_(داشت لباساشو در میاورد)
+قربان دارین چیکار میکنید‌؟
_دارم کمک میکنم پیشی کوچولوم رو میبرم حموم(کیوت)
+.............
_ یوری من..........عاشقتم
+چ.......چی گفتید قربان؟

همون مدلی که داشت پیراهنش رو درمی‌آورد بغلش کرد و گفت
_یوری من عاشقتم.درکم کن خیلی دوست دارم
_(جلوش زانو زد و بغلش کرد یه ماچی روی شکمه یوری کاشت)
_یوری خواهش میکنم عاشقم شو..........
_(پاشد و لبشو چسبوند به لباش)
+(همراهی میکنه)
_(لباساشو در آورد)
_بلاخره پیشی کوچولو راضی شد که بشورمش(کیوت)
+قربان
_جانم(کیوت)
+میشه با اسم صداتون کنم؟
_حتما(کیوت)و خودشم منو بیشتر اوپا صدا کن(با کیوتی بیشتر)
+چشم(کیوت)




منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا❤️

خمارییییییییی🤣

نویسنده:مالک رابین
دیدگاه ها (۱۱)

#my_Black_life Part¹¹ویو بک جین یوری رو شستم خودمم یه حموم ر...

#my_Black_life Part¹²_بیب رسیدیم(کیوت)+(در خواب هفت پادشاهی)...

#my_Black_life Part⁹ویو بک جین خواستم برم که یهو تحریک شدمو ...

#my_Black_life Part⁸ویو یوری اشکامو پاک کردمو به آجوما کمک ک...

هنتای :: مایکی X دارکن (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط