بعد از امتحان ریاضی ام که رفتم بیمارستان ببینمش دیدم همه

بعد از امتحان ریاضی ام که رفتم بیمارستان ببینمش دیدم همه جلوی اتاق پارمیس جمع شدن دارن گریه میکنم
صحنه وحشتناکی بود
ومن از شدت شوک بیهوش شدم
و ۲ ساعت بعد بیدار شدم و دیدم مامان و یکی از دوستانم بالای سرم بودن
دیدگاه ها (۲)

هر تایپ از چی خوشش میاد

۱۴ خرداد ۱۴۰۴ من یکی از بهترین دوستانم رو از دست دادم اون هم...

﴿ فصل 1قسمت 9 ﴾ از زبان باربد راستش من یک مافیا بودم که عا...

مایا- بیدار شدم فهمیدم خیلی گرسنمه رفتم تو رفتم تو اشپز خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط